تبليغاتX
CULTURE & Manner sports

عوضعلی علیزاده Welcome to my blog

آرم وبلاگ
Hello Dears!

I am honuorably to say welcome to those who are the visitors of this weblog

I am very glad to hear you are best ideas I wish the bestluck for all of you, so I want to short introduce my self if you are
do not mind, my name is EwazAli Alizadah I'm from the country sight of Jaghori which is calling (Baba) so unfortunately I left there since I was the age of sixteen than I entered to refugees world in European country it's almost eight years I'm living her I wish for a day Afghanistan to be security and peacefully till we all Afghan refugees nation flee of war whoever like it can return back to our country, dear brothers just keeping hope.
Dearviewrs please give you're good opinion about my Blog till I can progress betterthan so. will brothers i am waitting for you are good opinion goodluck every one Allah save you all
پیوندهای روزانه
پیوندها
جستجوگر

طراح قالب

Powered By
BLOGFA.COM
لینک RSS
bruce lee biography

 

بروسلی یکی از معروفترین رزمی کاران وهنر پیشگان بوده است. وی در اواخر دهة 60 واوایل دهة 70 میلادی به علّت اجرای ضربات عالی وتکنیک های برتر در مبارزه در محافل گونگ فوی بین المللی معروف ومشهور شد. او همیشه تکنیکی را که خودش ابداع کرده تمرین می نمود وبه نمایش می کذاشت. فیلم های گونگ فوی بروسلی بسیار هیجان آور وشگفت انگیز بود. بروسلی یکی از 7 نفر معروف در محافل کونگ فوی جهان به شمار می رفت و به علّت هنرمند وهنرپیشه بودن وی شرکت هالیوود آمریکا بعد از مرگش یک موزة یادبود برای او درست کرد. بروسلی در بازیگری مهارت زیادی داشت وتکنیک های بوکس چینی را خیلی خوب اجرا می کرد، علت کسب این همه موفّقیّت این بود که وی سبکی به نام جیت کان دو که حرکات، ضربات وتکنیک های موثر سبکهای دیگربودرا ابداع نمود. اینمیراث گرانهایی بود که او به ووشوی چینی داد. بروسلی ،جیت کان دو را بر اساس تکنیک های ووشو و برخی سبک های خارجی بوجود آورد وبعد ان را به یک سبک مبارزه ای تبدیل کرد . بنیان گذاشتن جیت کان دو روح انقلابی بروسلی را ظاهر می کرد. او حرکات و تکنیک هایی را که در کونگ فوی چینی ( ووشو) برتر بود ، انتخاب می کرد. وی از نظریات محافل ووشوی سنّتی تخطّی می کرد واز تکنیکها وضربات متعلّق به رشته های دیگر که کاربرد خوبی داشت نیز استفاده می نمود. حرکات این سبک ، ساده وضربات آن کاربردی وتکنیک هایش خیلی شدید وخشن می باشد. نتیجة کار بروسلی ، در جمع آوری سبک های ووشو در جیت کان دو ظاهر می باشد . بروسلی می گفت : از بی قانونی تا قانون ، از بی محدودیتی تا محدودیت که این عالی ترین گوهر ایدئولوژی جیت کان دو است. در جیت کان دو، تکنیک وحرکات مخصوصی برای دست وپا وجود ندارد. جیت کان دوکار باید در مبارزه ، با توجّه به حرکت وتکنیک های اجرایی حریف، حرکت وتکنیک خود را عوض کند ، تا بتواند حریفش را شکست دهد. مبارز میتواند از هر محیط وشرایطی عبور کند و هیچ شرایط محیطی نمی تواند او را محدود کند . بنابراین کسی که جیت کان دو را به طور کامل اموزش دیده و با موفّقیّت تمام فنون این سبک را یاد گرفته باشد ، می تواند حریفش را به راحتی شکست دهد. این حقیقت کاربرد و خلاصه ومعنای جیت کان دو است .

پدر بروسلی از ایالت « گوان دونگ نانگ های » چین بود و بروسلی در تاریخ 27 نوامبر 1940 در سال اژدها در بیمارستان چینی شهر جوجین شان (سان فرانسیسکو) – جایی که چینی های زیادی در آنجا زندگی می کنند – متولّد شد نام اصلی فوق ستارة سینما « لی جون فان » بود. ولی بعد ها در ادارة ثبت احوال اسم بروسلی را به عنوان نام هنری برای خود انتخاب کرد . اعضای خانوادة بروسلی هفت نفر بودند . اسم پدر او «لی هوی چوئن» و نام مادرش گریس می باشد. پدر او خوانندة اپرا بود و در ووشو مهارت زیادی داشت وبه همین خاطر در پیشرفت بروسلی تأثیر زیادی گذاشت. نام خواهر بزرگ بروس «اگنس» ، خواهر کوچکش«فیبی»، برادر بزرگش «لی جون شن» و برادر کوچکش «لی جون خوی» می باشد. بروس در ماه دوم (فوریه) سال 1964 میلادی با دختری مهربان، زیبا و دلسوز به نام لیندا ازدواج کرد. خانم لیندا در زندگی وکار پشتیبان خوبی برای همسرش بود . آنها بعد از ازدواج صاحب یک پسر به نام «براندون لی» ودختری به نام «شانون» شدند.

توسعه دادن کونگ فوی چینی

و مطرح کردن آن در فیلم های رزمی جهان

دوران زندگی بروسلی کوتاه بود، ولی نتیجة کار او در سینما و ورزشهای رزمی به ویژه کونگ فوی چینی، موجب شگفتی همگان است. او پس از دو سال بازیگری ، در محافل فیلم جهانی نورانی و درخشان شد. بروس نه فقط در کونگ فو عالی بود ، بلکه استعداد خیلی خوبی هم در نمایش داشت. او تقریباً در یک سالگی در فیلم « جینگ مانگ نیو»(دختر شهر دروازه طلایی)نقش داشت ودر شش سالگی در فیلم های « سرگذشت یک پسر بچه»و«اژدهای کوچک» و در دوران جوانی نیز در فیلم « ژن های گوهم » بازی نمود که مورد استقبال مردم واقع شد .او در این فیلم، فنون و تکنیک های برتر زیادی از کونگ فوی چینی را به نمایش گذاشت و به همین علّت بود که وی در زمینة فیلم مشهور شد و ستارة کودکی نام گرفت.در سال 1966 بروس در هالی وود آمریکا در سریال « چینگ فن شا» (زنبور سبز) به عنوان یک قهرمان و حامی، ایفای نقش کرد و توانست قدرت ونیروی ووشو (کونگ فوی چینی) را به خوبی نشان دهد . بعد از اینکه ووشو در سراسر جهان یک دگرگونی همچون موج بوجود آورد ، در یکی از مجلات و انتشارات فیلم آمریکا چنین نوشته بود : بروسلی از کشوری کهن ، با فرهنگ غنی وباستانی و پهناور آمده، مردم چین آداب ورسوم غنی دارند ، ودر چشم غربیها این کشور پر از رمز وراز است . اجرای حرکات وتکنیک های کونگ فوی چینی توسط برسلی واقعاً برای مردم شگفت انگیز بود .در سال 1967 او در هنگ کنگ در فیلم برادر بزرگ ( تانگ شان) نقش داشت و بار دیگر کونگ فو را به مردم جهان نشان داد.در سال 1971 با موفّقیّت عالی در فیلم خشم اژدها بازی کرد که در این فیلم او خشن ترین و جدی ترین هنر پیشه بود . او با تکنیک های عالی و مبارزة شگفت انگیزش ، بار دیگر جیت کان دو را به نمایش گذاشت . علی الخصوص در اجرای ضربات وفنون نانچکو و نمایش دادن سه تکنیک برتر پا موفق بود و مردم از بازی او لذّت بردند . در سال 1972 بروسلی برای خود یک شرکت فیلم سازی تأسیس کرد . بعد ها خودش نمایش نامه می نوشت و خودش هم بازی میکرد . به این ترتیب فیلم راه اژدها را ساخت و بار دیگر قدرت نانچکو را به مردم نشان داد . .او در این فیلم با قهرمان کاراته جهان (چاک نوریس) مبارزه کرد که این یک مبارزة شگفت انگیز بود . در سال 1973 وی با شرکت فیلم سازی برادران وارنر (حوانا هالی وود) همکاری نمود و در هنگ کنگ فیلم اژدها وارد می شود را ساختند. این آرزوی او که چند سال پیش قصد داشت فوق ستاره فیلم های هالی وود باشد با ساختن این فیلم به حقیقت پیوست و او به بازیگر درجه یک جهان تبدیل شد فیلم بازی با مرگ از شرکت تولید فیلم سکواویا (شی خو) آخرین فیلم بروس می باشد. وی در هنگ کنگ برای ساختن ابن فیلم از تکنیک ها ، ضربات و صحنه های جالب و بسیار دیدنی فیلم برداری می کرد . البته قبلاً تصمیم گرفته بود که بعضی از صحنه ها را در مناظر کرة جنوبی فیلم برداری کند ، امّا به علّت خستگی بیش از حد او این تصمیم اجرا نشد. وقتی که او دوباره سعی کرد تصمیمش را عملی کرده و این فیلم را تمام نماید ناگهان اتّفاق ناگواری موجب مرگ او شد . برای احترام گذاشتن به وی و یاد بود این ستارة بزرگ کونگ فوی چینی ـ بروسلی ـ در سال 1993 سازمانها و دانشکده های هنری شرکت فیلم سازی هالی وود آمریکا تابلویی درخشان و پر نور از پنج ستارة طلا و نقّاشی فیلمی که بروس در آن بازی کرده بود را در هالی وود نصب کردند

 

نوشته شده توسط: عوض علی زاده در 87/03/04|+|
Tony Jaa - Biography

TOONI JEA


تونی جا

شايد تا کنون اسمی از تونی جا نشنيده باشيد

abbas

اين قهرمان  با ورزش موتای در تايلند به قهرمانی رسيد و شهره شد.

او با سی سال سن و با حرکات ديدنی واعجاب انگيز شما را به حيرت

   وا می دارد.                                                                                                      

تونی جا يک کاراته باز ماهر تايلندی است . اين ورزشکار با فيلم

جنگجوی تايلندی به شهرت رسيد که اين فيلم  به مشت خاردار

معروف است.    

تونی  ترکيبی  از جکي چان و بروسلی است . او مهارت ژيمناستيکی

را از جکی چان و خشونت فيزيکی را از بروسلی به ارث برده است.

اما وی فاقد طنز فيزيکی چان و استيل خشک لی مي باشد به عبارت 

ديگر توني جا همچون يک ماشين نابود کننده است که به صورت خودکار

هرجنبنده ای را از سر راه خود بر می دارد.  

abbas

جالب ترين صحنه های مبارزات تونی مبارزه با سبکهای مختلف رزمی

و حرکات ديدنی که خود  به جای بدل از آن استفاده می کند .  جديد ترين

فيلم تونی جا حامی نام دارد که در واقع به نوعی ادامه ي فيلم مشت

خاردار می باشد.                                                                        

abbas

 حامی اولين محصول سينمای تايلند است که بازار وسيع جهانی پيدا کرده

است. تماشای اين فيلم زيبا را به شما پيشنهاد می کنيم و اطمينان داريم از

ديدن اين فيلم لذت خواهيد برد.                                                          

نوشته شده توسط: عوض علی زاده در 87/02/01|+|
Rival do) biography)

ريوالدو را همه فوتبال دوستان مي شناسند؛ گوش چپ و فوروارد فوق تکنيکي برزيل که مدتي در اسپانيا آقايي کرد و در ايتاليا مورد غضب آنجلوتي قرار گرفت. او الان چند ماهي است که در باشگاه هاي يونان بزرگي مي کند. Rivaldo is the best
شايد خيلي ها ندانند که ريوالدو فرزند يک خانواده فقير اهل سائوپولوي برزيل بود که در کودکي پدرش را از دست داده و مادرش يک تنه خرج هفت خواهر و برادرش را مي داد. مادر او در خانه ثروتمندان شهر کار مي کرد و به سختي روزگار را سپري مي نمود. در چهارده سالگي ريوالدو و يکي دو شب مانده به سال نو مسيحي، مادرش به او گفت براي اين که پول بيشتري به دست بياوريم بايد خانه يکي از پول دارهاي شهر را تميز کنيم. او نيز قبول کرد و فرداي آن روز به اتفاق مادرش وارد آن خانه شدند. براي کار آماده شد. او که از ديدن چمن زيادي که در حياط بزرگ آن بود به حيرت فرو رفته بود، در آن جا بچه هايي را ديد که مشغول بازي فوتبال بودند. ريوالدو که دلش لک زده بود براي يک روپايي، با صداي بچه ها به خود آمد. آن ها از زن صاحبخانه خواستند که او با آن ها فوتبال بازي کند. خانم مهربان هم قبلول کرد. او يکي از بهترين نمايش هاي تمام عمرش را با توپ انجام داد. هر کس را دوست داشت دريبل مي زد. از هر نقطه زمين که اراده مي کرد با پاي چپ توپ را وارد دروازه مي کرد. هر از گاهي توپ را روي هوا مي انداخت و با زدن ضربات پا حرکات جالبي از خود به نمايش مي گذاشت.
اما ريوالدو خبر نداشت که در تمام اين لحظات يک جفت چشم مراقب حرکات اوست. بله، آقاي دونازينو مديرعامل باشگاه سائوپولو که صاحب آن خانه بود و مادر ريوالدو در منزلش کار مي کرد. بعد از رفتن آن ها آقاي دونازينو به فکر فرو رفت. فرداي آن روز ريوالدو مانند هيمشه ساعت هفت از خواب بلند شد. براي خانواده فقير آن ها روز عيد هم با روزهاي ديگر فرقي نداشت. مادر بايد به سر کار مي رفت. بچه ها نيز بايد دستفروشي مي کردند. اما آن روز براي ريوالدو فراموش نشدني ترين روز عمرش بود. چرا که ساعت 30/7 دقيقه ناگهان آقاي دونازينو در خانه را زد و داخل شد و از داخل کيفش برگ قرارداد باشگاه سائوپولو را بيرون‌ آورد و به پسرک گفت: بگذار اولين عيدي سال نو را من به تو  هديه بدهم. مبلغ قرارداد او 1000 دلار بود که براي ريوالدو پول بسيار زيادي بود. او بعدها گفت: در آن لحظه نمي دانستم بايد براي اين که وارد يک باشگاه معروف شده ام خوشحال باشم يا به خاطر مبلغ قراردادي که برابر بود با شش ماه کار کردن مادرم در خانه هاي مردم.
اکنون او به يکي از پول داران برزيل تبديل شده و هميشه دست مستمندان را مي گيرد  و در واقع او فقيري ثروتمند است.
 

نوشته شده توسط: عوض علی زاده در 86/09/01|+|
بیوگرافی JACKIE CHAN

نام کامل : KONG SANG CHAN

نام مستعار : SING LUNG

نام هنری : JACKIE CHAN

تاریخ تولد : ۷ آپریل ۱۹۵۴

محل تولد : هنگ کنگ چین

شغل : بازیگر ، کارگردان ، تهیه کننده ، بدل کار

قد : ۱۷۴ سانتی متر             وزن : ۶۳ کیلو گرم               ورزش رزمی: کونگ فو

درآمد سالیانه ی وی : ۱۵ - ۲۰ میلیون دلار

 

نام و شغل پدر :  CHARLES CHAN           آشپز  سفارتخانه ی فرانسه در هنگ کنگ

نام و شغل مادر : LEE LEE CHAN           خدمتکار  سفارتخانه ی فرانسه در هنگ کنگ

دارای ۲ فرزند  پسر ۲۳ ساله JA CEE CHAN        دختر ۸ ساله ETTA NG CHOCK LAM

نام همسر : LIN FENG CHIAO  

شغل : بازیگر تایوانی                           تاریخ ازدواج : ۱۹۸۳ اکنون از همجدا شده اند.

جوایز دریافتی : بهترین بازیگر در سال ۱۹۹۵ از سوی  GOLDEN HORSE AWARDS

و در همان سال از سوی    MTV MOVIE AWARDS

 

جکی چان در یک خانواده ی فقیر به دنیا آمد . پدر وی بعنوان آشپز و مادرش بعنوان خدمتکار

سفارت خانه ی فرانسه در هنگ کنگ مجبور به کار بودند .

وی در کودکی در مدرسه ای تحصیل می کرد که در آن به دانش آموزان خود مهارت هایی همچون

بازیگری ، خوانندگی ، هنر های رزمی و آکروباتیک تعلیم می دادند .

اولین ایفای نقش وی در سال ۱۹۶۲ رقم خورد . وی در ۱۷ سالگی مدرسه را ترک کرد و در فیلمها

نقش های کوتاه بازی کرده و یا به بدل کاری می پرداخت .

وی در فیلم های بروس لی نیز بعنوان حریف وی چندین با ضربه فنی شده است . پس از چندین بازی

در فیلم ها سر انجام با ایفای نقش در فیلم RUMBLE IN THE BRONX مشهور گشت .

جکی چان تا چندی پیش تمام صحنه های بدل کاری فیلم هایش را شخصا اجرا می کرد اما به علت

کهولت سن دیگر قادر به چنین عملی نیست .

او همچنین اکثر ترانه های فیلم هایش را خودش اجرا می کند اما معمولا در سینماهای آمریکا صدای 

وی را پخش نمی کنند. اقدامات انسان دوستانه ی جکی چان و همچنین دفاع از حقوق حیوانات وی

نیز به محبوبیت اش افزوده است.

 
چند مطلب جالب در مورد جکی چان

۱ .جکی چان ۱۲ ماه در رحم مادرش جا خوش کرده بود. سرانجام باعمل جراحی بدنیاآمد.

۲.نام ویKONG SANG  به معنی بدنیا امده در هنگ کنگ می باشد.

۳.برغم تحصیلات اندک جکی چان دانشگاه به وی دکترای افتخاری علوم اجتماعی اهدا کرده است.

۴.جکی چان در سال ۱۹۷۶ تحت عمل جراحی پلاستیک قرار گرفت تا پلکهایش را شبیه غربیها کند .

۵. وی در جریان فیلمهایش بارها دچار شکستگی در اقلب نقاط بدنش گردیده است از جمله،۳بار

 شکستگی در ناحیه بینی،یک بار از ناحیه قوزک پا، اغلب انگشتان دستهايش ، هر دو استخوان گونه

و حتي جمجمه ي وي دچار شكستگي شده است .

نوشته شده توسط: عوض علی زاده در 86/08/29|+|
اي فلک کز جور و بيدادست و کين بنياد تو عيش را بنياد کندي واي از بيداد تو
شمع تاباني که دورانش نکشت از باد تو زاتش هستي نشد روشن درين تاريک بوم
 2 
پيش خالق مي‌برند اهل تظلم داد تو تيشه‌ي بيداد و ظلمت ريشه‌ي مخلوق کند
 3 
بوده گوئي بهر استيصال خلق ايجاد تو هرکه را هستي صلا داد از تو مستاصل فتاد
 4 
مي‌برد بيداد از حد ليک از امداد تو طبع دهر بي‌وفا نسبت به ارباب وفا
 5 
مرگ بي‌مهلت که هست اندر جهان جلاد تو مهلت يک تن نداد از کودک و برنا و پير
 6 
شد به خاک تيره يکسان در خراب آباد تو هرکجا گنجي که گنجور وجودش پاس داشت
 7 
از کمال احتجابش خواند ناموس زمان خاصه گنج مخزن عصمت که گنجور زمان
 8 
زهره‌ي زهرا حسب بلقيس برجيس احترام شمسه‌ي عالي نسب بانوي گردون احتشام
 9 
در ازل پروردگارش سکه‌ي عصمت به نام زبده‌ي ناموسيان دهر خان پرور که زد
 10 
دايه را از غيرت عفت نمي‌زد بر مشام سرو گل نکهت که بوي او صبا در مهد عهد
 11 
صبح عيش و خرمي را بر قبايل ساخت شام آن که تا روز قيامت از فراق روي خويش
 12 
بي‌مراد نااميد مشگ بوي تلخ‌کام سرو طوبي قامت کوتاه عمر کم بقا
 13 
کرد بر چوبينه مرکب سوي گورستان خرام فارس گردون فتاد از پشت زين کان نازنين
 14 
کاسمان نخل بلندي اين چنين از پا فکند بانگ ماتم غلغل اندر عالم بالا فکند
 15 
هم برادر همچو آتش گشت خاکستر نشين هر پدر چون مهر تاج سروري زد بر زمين
 16 
کز شراب مرگ شد تلخ آن لب چون انگبين شيره‌ي جان در تن همشيره‌ها شد زهر ناب
 17 
سوز آن مادر که بيند مرگ فرزندي چنين آتش افتد در جهان کز خامه آرد بر زبان
 18 
خاک صد غمخانه از اشگ قبايل شد عجين خانه تا مي‌کرد روشن روي آن شمع طراز
 19 
آتش اندر خشک و تر زد از نگاه آخرين وقت رفتن چشم پر حسرت چو بر هم مي‌نهاد
 20 
بر جهان افشاند چون آن پاکدامان آستين آستين از کهکشان بر چشم تر ماند آسمان
 21 
کرد چون آن سرو نورس رفتن خود را يقين گرم بازاري ز شور الفراق و الوداع
 22 
چون ز فيض ابر نيسان سبز گردد بوستان بود انجام وداعش اين سخن کاي دوستان
 23 
وز جهان آرائي دوران من ياد آوريد از من و سر سبزي بستان من ياد آوريد
 24 
از نسيم جعد مشگ افشان من ياد آوريد در گلستان چون نسيم از سنبل افشاند غبار
 25 
از حجاب نرگس فتان من ياد آوريد چشم نرگس چون شود در فتنه‌سازي بي‌حجاب
 26 
از سهي سرو نگارستان من ياد آوريد سرو چون نازد به خوبي در بهارستان ناز
 27 
از من و از پاکي دامان من ياد آوريد دامن گل در چمن بلبل چو آلايد به اشگ
 28 
از سخا و بخشش و احسان من ياد آوريد جذبه‌ي خواهش چو بخشش را کند بازار گرم
 29 
روزي از عهد من و پيمان من ياد آوريد من به خاک اين عهد و پيمان مي‌برم باشد شما
 30 
اين سخن مي‌گفت و اين حرف از قبايل مي‌شنيد آن شکر لب کاسمان از رفتنش لب مي‌گزيد
 31 
بي‌محل رفتي دريغ از سرو خوش رفتار تو کاي گلستان حيا حيف از گل رخسار تو
 32 
کاش اول کار ما مي‌ساخت آنگه کار تو چرخ گر بهر تو شمشير اجل مي‌کرد تيز
 33 
آن چه با ما مي‌کند محرومي ديدار تو مرگ ايام جواني با تو مه‌پيکر نکرد
 34 
گريه بر عمر کم است و حسرت بسيار تو نيست گوئي در فلک انجم که چشم ماه را
 35 
رو به خارستان بي‌برگي گل بي‌خار تو باغ پر گل بود يارب از چه اول مي‌نهاد
 36 
صدمه تاراج بر هم زد چرا بازار تو بود صد بازار از کالاي هستي پر متاع
 37 
کاين چنين بيگه برآرد دود از گلزار تو از سپهر آتش افروز اين گمان هرگز نبود
 38 
يکسر از خاک لحد پر سازد آغوش تو را پيچد آنگه در کفن سرو قصب پوش تو را
 39 
اين چه هنگام خزان حسرت انگيز تو بود اين چه وقت برگ ريز نخل نو خيز تو بود
 40 
اين چه وقت خشکي ابر مطر ريز تو بود کشتزار بي‌نم ما از تو صد اميد داشت
 41 
کز قبايل در خم موي دلاويز تو بود رفتي و آويخت آن دلها به موئي روزگار
 42 
در دم آخر وداع وحشت انگيز تو بود رستخيزي کز قيامتش صد قيامت بيش خاست
 43 
وقت رفتن خير باد نوحه آميز تو بود آن چه خير اندر جهان عيش ما بر باد داد
 44 
يال و دم به بريدن گلگون و شبديز تو بود وآن چه بيخ عيش کند اي خسرو شيرين لبان
 45 
جان شيرين داد اما آن که پرويز تو بود اقويا دادند چون فرهاد ترک خورد و خواب
 46 
و آن چه حسن اندوخت عمري سيلي آمد پاک برد از تو گيتي يک جهان خوبي به زير خاک برد
 47 
حيف از آن حسن مقال و حيف از آن حسن بيان حيف از آن راي منير و حيف از آن طبع روان
 48 
حسن بي‌آلايش او را جهان اندر جهان حيف از آن عصمت که در زير هزاران پرده است
 49 
بوي آن گلها که بودش بوستان در بوستان حيف از آن عفت که غير از باغبان نشنيد کس
 50 
پاکدامانان به طرف آستينش آستان حيف از آن پاکي که مي‌رفتند ز اخلاص درست
 51 
غيرتش مي‌خواست دارد طلعت ويرا نهان حيف از آن آئين محبوبي که از آينيه نيز
 52 
خامه افتادي کرام الکاتبين را از بنان حيف از آن صورت که وقت حيرت نظاره‌اش
 53 
شد به تعجيل از نگارستان به گورستان روان حيف از آن پاي نگارين کز تقاضاي اجل
 54 
نکهتستان تو را با خاک گورستان چکار با لحد اندام گلفام تو را اي جان چکار
 55 
واندر آغوش لحد آن قد و آن بالا دريغ زير خاک اي معتدل سرو آن تن زيبا دريغ
 56 
سرمه ناک از خاک گشت آن نرگس شهلا دريغ خوابگاه از گور کرد آن پيکر پر نور حيف
 57 
شد چراغ قبر آن روي جهان آرا دريغ شد دفين در خاک آن گنج گران‌قيمت فسوس
 58 
آفتاب برج عصمت گشت ناپيدا دريغ از کسوف مرگ کز عالم برافتد نام وي
 59 
چون ز جا برخاست افکندش سپهر از پا دريغ نخل نوخيزي که بودش رسته از باغ بهشت
 60 
تا ابد خاموش گشتش غنچه گويا دريغ آن که بر حسن مقالش بلبلان را رشگ بود
 61 
ماند در زندان محرومي تن تنها دريغ وانکه گردش صد پرستار از قبايل بيش بود
 62 
رفت و در درياي محنت تا ابد کردش سقيم لجه نسل شريفش داشت يک در يتيم
 63 
تا که افشاند به دلجوئي غبار از موي او تا که از گرد يتيمي پاک سازد روي او
 64 
سازگاري با مزاج و همرهي با خوي او تا که در نازک مزاجيهاي جان سوزش کند
 65 
در تسلي کاري خوي بهانه جوي او تا که وقت تندخوئي چاره‌سازيها کند
 66 
گه که اندازد نگه‌هاي طفيلي سوي او تا که هنگام نوازش کردن اطفال خويش
 67 
ديدن طفلان ديگر شاد در پهلوي او از مصيبت گريه بر پير و جوان مي‌افکند
 68 
سوده در عهد طفوليت سر زانوي او واي کز سنگيني بار سر اندوه گشت
 69 
تا دلش آرام گيرد يک نفس از بوي او گه گهش به ره تسلي سوي قبر وي برند
 70 
از زبان حال آن معصومه مي‌آمد به گوش بر سر آن قبر پنداري به الفاظ سروش
 71 
طفل مادر مرده را نيکو نگهداري کنيد کي کسان من کنون با بي‌کسان ياري کنيد
 72 
گه گهش چون مادران از لطف غمخواري کنيد آن که خونش مي‌خورد حالا غم بي‌مادري
 73 
حسبةلله فکر اين گرانباري کنيد مرگ مادر بر دل طفلان بود بار گران
 74 
قدر من ياد آوريد و رفع آن خواري کنيد چون عزيزان شما با طفل من خواري کنند
 75 
اي نکوکاران حذر از کودک آزاري کنيد کودکان را از يتيمي نيست آزاري بتر
 76 
اتفاقي با دل زارش در آن زاري کنيد چون يتيم بي‌کسان بر بي‌کسي زاري کند
 77 
از دم آتش‌ريزي و از ديده خونباري کنيد در محل آه و زاري بر يتيمي‌هاي او
 78 
رفت مادر اين زمان جان شما و جان وي بود مادر تا به غايت مايه‌ي سامان وي
 79 
مسندش بي‌نور اگر شد مرقدش پرنور باد يارب آن معصومه با خيرالنسا محشور باد
 80 
او ز پا تا سر بهشت است آتش از وي دور باد نيست فرمان آتش آوردن به نزديک بهشت
 81 
جسم پرنورش چراغ صد هزاران گور باد در مزارستان عام از پرتو همسايگي
 82 
آيتي از مغفرت در شان او مسطور باد کلک رحمت هر تحرک کز پي غفران کند
 83 
در جنانش آستان روب آستين حور باد در جهانش آستين بوس آفتاب و ماه بود
 84 
از وصال حور عين فردا دلش مسرور باد از فراق قوم و خويش امروز اگر مغموم گشت
 85 
ذکر خيرش در محافل تا ابد مذکور باد از جهان چون رفت با احسان خير آن خيره
 86 
بهر او حالا تشفع از رسول‌الله کن محتشم شد قصه طولاني سخن کوتاه کن
نوشته شده توسط: عوض علی زاده در 86/08/26|+|
جت‌لی در آرزوی ارشاد جوان‌ها!

"جت لی" هیچ آرزویی جز الگوسازی برای جوان ها جهت تحریک کردنشان به ادامه زندگی و پایبند کردن آنها به اعتقادات مذهبی در سر نمی‌پروراند.

جت‌لی در آرزوی ارشاد جوان‌ها!
افزایش آمار خودکشی در ژاپن، انگیزه اصلی "جت‌لی "برای ساخت فیلم رزمی کنگ‌فو خود، با بازی «هویانجیا» جهت تحریک جوان‌ها به داشتن زندگی پرباری همچون «هو» قهرمان کنگ‌ فو می باشد.
او در مصاحبه‌ای با روزنامه اپل دیلی اینگونه گفت: من در سال 2003 پس از تاثیری که خبر میزان 280 هزار خودکشی جوان‌ها در ژاپن بر من گذاشت تصمیم به ساخت این فیلم رزمی گرفتم. من هیچ عاملی را که باعث ایجاد ناامیدی شدید در جوان‌ها و بی‌علاقه‌گی آنها به ادامه زندگی باشد را نمی‌توانستم ذکر کنم وهیچ آرزویی جز الگوسازی برای آنها جهت تحریک کردنشان به ادامه زندگی و پایبند کردن آنها به اعتقادات مذهبی در سر نمی‌پروراندم.
طبق گزارشات رسیده، فیلمبرداری این اثر هفته گذشته در شانگهای آغاز شده و «هویانجیا» به عنوان بازیگر نقش اصلی آن به جلوی دوربین رفته است.
لی 42 ساله حتی قبل از مهاجرت خود به هالیوود به خاطر بازی و تولید فیلم‌هایی چون «گهواره شماره 2، قبرستان است»، «رمیو باید بمیرد» و «اسلحه مرگبار» جز چهره های شاخص دنیای سینما محسوب می‌شده است.

 
نوشته شده توسط: عوض علی زاده در 86/08/04|+|
Mother I'm really sorry because I couldn't do any thing for you the way I wished.

 

mother I am realy  unlucky because I have lost you the thing I  have been wisheen Icould'nt do that         forgive me forgive me forgive me

بیچاره مادر

یارب آغوشی محبت چی صفا جادارد 

 

که پسرتب میکندبربسترجان مادرمیلرزد

پســــر رو قـــدر مـــادر دان، کــــــه دایــــم

کشــــد رنج پســـــــر بیچــــــــاره مــــــــادر

بــــــرو بیش از پـــدر خواهش، کــه خواهــد

تــــــرا بیش از پـــــــدر، بیچـــــاره مـــــــادر

زجــــان محبـــوب تـــر دارش، کــــــه داردت

تــــــرا چــــون جان ببــــر، بیچـــــاره مــــادر

از این پهلـــــو به آن پهلــــــــــو نغلتـــــــــــــد                        آن بهشتی را کی قرآن مکند توصیف آن

                                                                              صاحبی قرآن بگفتا زری پائ مادراست

شب از بیـــــــم خطـــــــر، بیچـــاره مـــــــادر

بـــــه وقت زادن تــــــو، مـــــرگ خـــــود را

بگیـــــــرد در نظـــــــر بیچـــــــاره مــــــــادر

بشــــــویـــــــــد کهنـــــه و آرایـــــــــــد او را

چـــــــو کمتــــــر کارگـــر، بیچـــاره مــــــادر

تموز و دی، تـــرا ساعت بــــــه ســــــــــــاعت

نمایــــــد خشک و تــــر، بیچــــــاره مــــــــــادر

بـــــرای اینکـــــه شب راحت بخــــــــــــوابـــی

نخـــوابد تا سحــــر بیچــــــــــاره مــــــــــــــادر

دو سال از گـــــــریه روز و شب تـــــــــــــــــو

نــــــــدار خـــــواب و خــــــور بیچــــــاره مادر

تـــــو تا یک مختصـــــر جــــــانی بگیـــــــــری

کنـــــــد جــــــان مختصــــــر بیچـــاره مــــــادر

روی چــــــون تـــــا دم در، نــــــا شکیبــــــــــا

شتـــــابــــــد از اثـــر بیچـــــــاره مـــــــــــــادر

بـــــه مکتب چــــون روی تــــــا باز گــــــــردی

بــــــــــــود چشمش بــــــدر بیچــــــاره مــــــادر

اگـــــــــــر یــک ربع ســــــاعت دیــــــــر آیـــی

شـــــود از خــــــود بـــــــه در بیچـــاره مـــــادر

نبینـــــــد هیچـکس زحـمت بـــــــــــه دنیــــــــــا

ز مـــــــادر بیشتــــــــر، بیچــــــــاره مـــــــــادر

تمـــــــــام حــــــــاصلش از عمـــــــــــر، اینست

کـــــه دارد یک پســـــــر، بیچـــــــاره مــــــــادر

 

نوشته شده توسط: عوض علی زاده در 86/07/30|+|
منوي اصلی
امكانات
خانگي سازی وبلاگ
اضافه به علاقه منديها
بارگذاری مجدد صفحه
ذخيره كردن صفحه
پرينت صفحه

آرشیو ماهانه
آمار
» تعداد بازدیدها:
» مرورگر:
امکانات اضافي

All Rights Reserved by ewazjaghori.Blogfa.com - © 2006